ابراهيم عاملي ( موثق )

433

تفسير عاملي ( فارسي )

آيا بر اين سوگندها كفّاره لازم است يا نه ؟ بيشتر فقها حكم به بلزوم كرده‌اند امّا فقهاى شيعه لازم نمىدانند . * ( بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ ) * - 223 ابو الفتوح نوشته است : علما خلاف كرده‌اند در يمين لغو بعضى گفته‌اند : آن است كه بر زبان عرب ميرود « لا و اللَّه و بلى و اللَّه » اين بر زبان رانند و غرض ايشان وصل كلام بود و در دل قصد سوگند ندارند ، بر اين كفّارتى نباشد و اين قول عبد اللَّه عبّاس و شعبى و عكرمه و مجاهد است بعضى ديگر گفتند : يمين لغو آن بود كه مردى گمان برد كارى از كارها ، بر آن سوگند خورد : چون بنگرد آن كار بر خلاف آن بود بر آن نيز اثمى و كفّارتى نباشد . روايت كردند از امير المؤمنين علىّ عليه السلام : يمين لغو سوگند در حال غضب بود و اين روايت طاوس است از عبد اللَّه عباس بر اين هم اثمى و كفّارتى نباشد و حسن بصرى روايت كند : رسول عليه السلام بقومى ميگذشت كه ايشان تير ميانداختند يكى از ايشان تيرى بينداخت گفت : سوگند به خدا من صواب انداختم و تو خطا كنى كسى كه با رسول بود گفت يا رسول - اللَّه اين مرد آيا سوگند خود شكسته ؟ فرمود : نه ، سوگند تيراندازان لغو باشد . در او كفّاره نبود . عبده : كسى كه زياد سوگند ياد مىكند ارزش او نزد مردم كم مىشود و متّهم بدروغ است و اين دسته مردم دروغگو هستند و علاوه بر اينكه نام خدا را خوار مىكنند به مقصود خود هم نمىرسند . امام شافعى گفت : هرگز سوگند ياد نكردم نه براست نه بدروغ . سخن ما : همان است كه در ترجمه نوشتيم فقط مىگوئيم : در برابر سوگند اشخاص بايد گفت : اوّل گفتى پذيرفتم ، دوباره گفتى دو دل شدم . چون سوگند ياد كردى يقين كردم دروغ ميگوئى .